الشيخ رسول جعفريان
498
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
در اشعار خويش مردم مدينه را بر ضد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم تحريك مىكرده است . وى مىگفت : سوارى كه به سراغ قوم من آمد قوم من را متفرق كرد او خطاب به قومش مىگويد : « اگر مىخواستيد به عزت و پادشاهى برسيد بهتر بود از « تبّع » دفاع مىكرديد . » واقدى در اينجا نيز اشاره به درخواست رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى از ميان بردن شر او ندارد ، اما در روايت ابن اسحاق اين مطلب آمده است . به هر روى سالم بن عمير كه خود از همين طايفه بود وى را به قتل رساند . « 1 » هر چند بلاذرى مىگويد : روايت ديگر حكايت از آن دارد كه امام على عليه السلام وى را به قتل رسانده است . « 2 » زنى مسلمان در اشعارى از كشندهء ابوعفك ستايش كرد و با « حنيف » خواندن آن مسلمان گفت : « اى كاش مىدانست كه كشندهء او انسان بوده يا فرشته . » « 3 » يك شاعر ديگر نيز در اين فاصله به قتل رسيد . او از چهرگان و برجستگان يهودى مدينه يعنى كعب بن اشرف بود . وى در اصل از طايفهء بنى طئ اما مادرش از يهوديان بنى النضيربود . « 4 » ابن شهاب مىگويد : در مدينه گروههاى مختلفى بودند گروهى مسلمان كه گرد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم جمع شده بودند . گروه ديگر عده ايى يهوديان اهل سلاح و قلعه بودند و برخى از آنان همپيمان اوس و خزرج ؛ گروهى نيز مشرك كه هنوز بر بت پرستى باقى مانده بودند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كوشيد تا بين آنان دوستى و مودت برقرار سازد « 5 » در برابر اينها ، مشركان و يهوديانى بودند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و مسلمانان را آزار مىدادند . خداوند در قرآن به اين آزار اشاره كرده آن جا كه فرموده است : « شما را به مال و جان آزمايش خواهند كرد . و از زبان اهل كتاب و مشركان آزار فراوان خواهيد شنيد . اگر شكيبايى كنيد و پرهيزكار باشيد نشانهء قدرت ارادهء شماست . » « 6 » كعب بن اشرف از چهرههاى بارزى بود كه به آزار رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىپرداخت . او پس از بدر به مكه رفت ، اشعارى در مرثيهء كشته گان قريش خواند و آنان را بر ضد مسلمانان تحريض كرد . جالب آن است كه هر كجا كه كعب بر قومى فرود مىآمد ، حسان به دستور رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به هجو آن قوم مشرك مىپرداخت . از آنجا كه هجويات حسان قوى بود ، آن قوم ، براى آن كه گرفتار هجو بيشترى نشوند ، كعب را از خود دور مىكردند . چند بار اين وضع تكرار شد تا آن كه كعب بدون آن كه مأمنى بيابد به مدينه باز گشت .
--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، صص 435 ، 436 ؛ المغازى ، ج 1 ، صص 175 - 174 ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 374 ( 3 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 636 ( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 51 ( 5 ) . تاريخ المدينه المنوره ، ج 2 ، ص 459 ( 6 ) . آل عمران ، 186 ؛ سوره آل عمران در حول و حوش غزوهء احد در سال سوم هجرى نازل شده است ؛ دربارهء آيهء مذكور نك : سبل الهدى والرشاد ، ج 6 ، ص 40